سکوت تلخ و معنی داری در این یکسال و اندی بر آذربایجان حاکم بوده است . بسیاری به درستی مهمترین دلیل آن را وحشت فراوان حکومت از خیزش تبریزیان و دیگر آذری زبانها دانسته اند که موجب سرکوب شدید آنها و فضای امنیتی و مراقبتی مضاعف در آذربادگان گشته است . ولی من با توجه به سیر تاریخی و ریشه های فرهنگی و مبارزاتی عمیقی که در این بخش از ایران وجود دارد و با شناخت دقیقی که از دوستان آذری زبانم حاصل کرده ام ، این عامل را مانع مهمی در برابر خیزش آذربایجان نمیدانم . به گمانم این سکوت بسیار میتواند تامل برانگیز و معنی دار باشد و متاسفانه در این یکسال با وجود بدنه ی نخبه و وجود روشنفکران ، هنرمندان و جامعه شناسان برجسته در میان جنبش سبز ، کمتر به این مساله توجه شده و ریشه یابی و چاره جویی نشده است . بدون شک ، به بار نشستن اهداف جنبش دموکراسی خواهی سبز بدون حضور همه ی ایالتهای ایران از جمله کردستان و به ویژه آذربایجان ممکن و میسر نخواهد بود . من در مقام و مجالی نیستم که ریشه های این سکوت غم انگیز را نقد و بررسی کنم ولی عوامل فرهنگی و سیاسی و اقتصادی ناشی از سیاستهای مزورانه و تفرقه افکنانه ی رژیم در این 32 سال از یک سو ، بی مهری و کم توجهی های فرهنگی پارسی زبانان به هموطنان آذری از سوی دیگر بسیار در این امر اثر گذار بوده . عامل مهم دیگر را میتوان نا امیدی بخش مهمی از جامعه ی فرودست آذریها از سیاستهای تبعیض آلود همه ی حاکمان در 50 سال اخیر و نیم نگاه آنان به رشد اقتصادی ، سیاسی همسایگان همزبان و به ویژه گسترش تبلیغات جدایی طلبان آذری در قالب رسانه های تصویری و شبکه های ماهواره ای و سوء استفاده ی گسترده ی آنها از بهم ریختگی سیاسی و اجتماعی ناشی از ستمهای حاکمیت در ایران دانست . ولی با وجود طیف گسترده ی جامعه ی روشنفکری و میهن پرست در میان هموطنان آذری در تمامی عرصه های مدیریتی ؛ علمی ؛ سیاسی ؛ مبارزاتی و اجتماعی و ... معلوم نیست چرا تحرک چشمگیری در اتحاد بسترهای به شدت آماده ی اعتراضی آذربایجان با مبارزات جنبش سبز و سراسری ایران مشاهده نمیشود .
همرزمان سبز ، از همینجا از همه ی شما دعوت میکنم و پیشنهاد میدهم که با تمام وجود و با بکار گیری همه ی امکانات محدودمان در فضای سایبری ، موج عظیمی از دعوت به اتحاد برای هموطنان آذری و همینطور کرد به راه اندازیم . نه برای آنکه ما بدون آنها پیروز نمی شویم که نخواهیم شد . برای اینکه آنها آنها نیستند آنها بخشی از همه ی ما هستند . برای اینکه تاریخ ایران به آذری ها بسیار مدیون است و بدبختانه پارسی زبانها به قدر کافی منزلت نقش آذری ها را پاس نداشته اند . برای آنکه سالهاست حکومت بر آذری ها و کردها و بلوچ ها و عربها دوچندان بیشتر ستم روا داشته . برای آنکه برای ما آزادی و دموکراسی و برابری ، فردای پیروزی ، بدون حضور همه ی قومیت های ایرانی یا حتی یکی از آنها معنایی ندارد .
هموطنان دلاور آذری ! تبریزی های آزادی خواه ! فرزندان ستارخان و باقر خان ؛ جای شما میان ما خیلی خالی است . سکوت شما در برابر این همه ستم و غیبت شما تاریخ سازان مشروطه در کنار دیگر هموطنانتان چه معنایی دارد ؟ این جمعیت که به استقبال کم نظیر از رییس جمهور ترکیه میرود در این روزهای دشوار چرا یارای میهن نیست ؟
مباد که آذربادگان ، ایران ما را بی سر رها کند!؟
بیا تا باهم ایران را برای همه ی ایرانیان آباد و آزاد کنیم .
دستهایمان منتظر گرمای دستهای توست . سکوتت را بشکن . نگاهت را بلند کن و همراه شو تا بنیان ضحاک برکنیم و بنیاد برابری و آزادی بنا کنیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر